بسم الله الرحمن الرحیم

امروز روز عجیبی است مثل همه ی روز های خدا خیلی خیلی عجیب باز هم مثل همه ی روز های خدا دارم به این فکر می کنم در فشار های زمانه داریم له می شویم ،کسی به کسی هم نیست به قول حاج کاظم اگر امنیت  ما رو امثال بی بی سی تعیین می کند هرکی قبله خودشو بره ،بازم دم حاج کاظم گرم که این رو گفت بیشتر مشکل ها هم از خودمون است البته نه همش .

وقتی جنگ شد ماها رفتیم جنگ سخت، بعد که جنگ تموم شد تازه همه گفتیم بریم یک نفس تازه کنیم ناگهان گفتند آقا جنگ نرم ،اما جالب اینجاست که هم در جنگ سخت وهم در جنگ نرم ما امکانات نداشتیم به قول آقا حتی سیم خاردار رو هم از ما محروم کردند توی جنگ نرم هم همین طور حتی دریغ از یک قلم خاردار .در جنگ سخت  اکثر مسولین با ما مشکل داشتند در جنگ نرم هم اکثرا حوصله ما را ندارند وقتی بهشون می گی دست مارو بگیرید می گویند باید فعلا زمین داد زمان گرفت در جنگ سخت در لشگر عراق کسی که می آمد به سربازی تا آخر در جنگ باید می ماند اما  ما در شب عملیات سرباز ترخیص می کردیم در جنگ نرم هم ما در هر ثانیه حتی شب های فتنه دوستانمان را مرخص می کنیم .خیلی جالبه چرا باید تاریخ همیشه  تکرار شود ؟چرا ما باید از تارخ درس نگیریم ؟سال هزار و سیصد و هشتاد و اشک حسین قدیانی مثل اینکه تمامی ندارد ،ای کاش حداقل از خودی ها نمی خوردیم .

ولنتاین نمی دانم از کجا پیدا شد ؟ماهمه مشغول جشن بودیم ناگهان به ما گفتند ولنتاین ،یک آن دیدیم بر روی دیوار ها نوشته شده وی 25  تی 3 فهمیدیم باز هم سطل آشغال های بیچاره باید چون شمع آب شوند واین مردم هستند که باید متضرر شوند،وجالب اینجاست  فائزه باز هم رفته بود خرید منتها این بار به جای ساندویچ رفته بود پوشاک تهیه کند؟؟؟

 با این نیروهایی که ما داریم واین هجمه ای که آنها دارند می آورند، یقینا باید به آقاحسین قدیانی عرض کنم که سال هزار و سیصد و نودو یا چهارصد و هشتادو اشک نیز منتظر ماست.

خوب نیست اینها را گفتن اما در دل است چه کنیم به قول اصغر اصلا این امنیت ممنیت که شما از آن دم می زنید به برکت وجود عباس هاست ،همیشه عباس ها در آخر فیلم شهید می شوند .

خدا می داند تا اینجای نوشته آنقدر دردل داشتم که نگفتم وهمچون استخوان ماهی در گلو نگاه داشتم تا در فرصت مناسب عرض کنم  که شاید اتفاقی در این قلوب رخ دهد.

چند وقت پیش در گرماگرم فتنه که همه در تکاپوی پاسخ ضربه از جانب ضد انقلاب بودیم ،یکی از مسولین به من گفت که شما سایتی را راه بیاندازید ونگران مشکل مالی آن نباشید ،گفتیم آقا بی خیال فضا خریدن،چند دستگاه رایانه ،ای دی اس ال و از همه مهمتر جمع کردن افراد وپرداخت حقوق این ها هزینه های سرسام آوری را به دنبال دارد ،ایشان گفتند که شما نگران این جور چیزها نباشید ،ما که ازخدا خواسته گفتیم: باشه مسئله ای نیست ما که سرمان درد می کند برای این جورکارها ، با خیال راحت دنبال کار بودیم  ومرتب پیشرفت کار را به آن مسول گزارش می دادیم ،در لابه لای این گزارشات بحثی از وبلاگ شخصی بنده پیش آمد که ایشان با نهایت دبدبه وکبکبه گفتند که هزینه وبلاگ شما رو هم ما متقبل می شویم با شنیدن این خبرما  که درپوست خود نمی گنجیدیم قبول کردیم وخدارا هزار مرتبه شکر که چنین نعمتی را به ما ارزانی داده که الحمد الله بعد از صرف میلیاردها دلارعلیه اسلام بالاخره یکی از مسولین به داد این اسلام به قول امام عزیز رسید  ودر مقابل، چند میلیونکی برای انقلاب وآرمان ها خرج کرد،خلاصه سر شما را درد نیاورم پول خط تلفن ما در مدت دو ماه حدود سی هزار تومان شد ناگهان دیدیم جا تراست و بچه نیست این آقا که به خاطر مصالحی از ذکر نام ایشان معذورم برگشت وگفت آقا چه خبر است مگه ..... من دیگر نیستم ونمی توانم  ،تازه به ما گفت که این مبلغ را از حساب شما کم می کنم،گفتیم بردار این هم فدای یک تار موی آقا جالب اینجاست که بعضی از مسولین حتی برای مقابله  با میلیارد ها دلار حتی سی هزار تومان خرج نکردند.

 آقای قدیانی در یاب که می گویم هزار و چهارصدو هشتادو اشک.

پس مثال خیلی زیبا گفته:کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

به این نتیجه رسیده ام که دراستمرار مبارزه باید دنبال پول رفت اگر سالهای سال درس بخوانیم اگر علمی که درثریا است را به دست بیاوریم بدون پول هیچ کاری نمی توانیم بکنیم ،باید پول داربود ،چطور دیگران برای اهداف دنیایی دنبال پول هستند ما برای برای آرمان هایمان دنبال پول نباشیم  مگر آرمان های ما از اهداف دنیایی آن ها چه کم دارد؟آنقدر گفتند پول بَده پول بَده که پولدار بودن را مساوی با ضد انقلاب بودن می پنداریم .اسلام با حب مال و حب دنیا مخالف است نه با پولدار بودن البته اسلام به پولدارها سفارش می کند که مراقب باشید چون نزدیک به قله هستید وممکن است از بالا سقوط کنید واگر سقوط کردید دیگه با کاردک هم نمی شود شمارا جمع کرد.

در حال حاضر آنقدر که انقلاب واسلام به پول نیاز دارد به علم نیاز ندارد .در جمهوری اسلامی فوران عالم است ومتاسفانه چون پول نیست فکرها وذهن ها واندیشه ها از بس به مرحله ی عملیاتی نمی رسند افسرده می شوند وچون افسرده شدند عالمانمان دنبال یک زندگی ساده می روند وآرمان مندترین آنان نیز خیلی هنر کنند خود را حفظ می کنند این است که استعدادها کور می شود .

هیچ از خودمان سوال کرده ایم اسلام را چه چیزی به پیروزی رساند مگر نه شمشیر علی علیه السلام وثروت خدیجه سلا م الله علیها به اضافه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ،مگر نه این که اگر امیر المومنین علیه السلام نبود دو رکن دیگر نمی توانستند وبالعکس،مگر می شود عالم باشد بدون پول ،من دوستان واساتید بسیاری را دارم که در زمینه های دینی فعالیت بزرگ وکوچک دارند اما همه بر سر یک مشکل اتفاق دارند وآن پول است .

بی پولی مثل یک بیماری است که سالها در جان کسانی است که درد دین دارند .خلاصه بالا برویم پایین بیاییم اسلام خرج دارد وبدون پول که نمی شود کاراساسی کرد.

دعایی می کنم همه آمین بگویید خدا یا به دیگران مقداری عقل بده به ما هم عقل بده هم پول .

اگر هم علم وهم پول برای رسیدن به اهداف به یک اندازه مهم است  چرا ما باید نود درصد برای علم وتنها ده درصد برای پول وقت بگذاریم مگر این پول چه گناهی کرده ؟ 

حزب الله هر وقت به جایی رسید خودش با توکل به خدا رسید ،پس اگر درد دین داریم ودین برای ما مهم تراست از خودمان ،مالمان وخانواده مان باید تلاش کنیم .

ماکه امتحان کردیم اکثر مسولین به داد دین نمی رسند این حزب الله است که همیشه در صف اول است چه در جنگ نرم وچه در جنگ سخت .

به قول بعضی ها ما خیلی هنر کنیم گلیم خودمان را از آب بکشیم بیرون، راست می گوید ما رو چه دین؟انقلابیون وبچه رزمنده ها رو که دیدیم ،امثال حاج کاظم ها کجا هستند :اونای که تونستند خزیدن تو غار دلشون و اونایی که نتونستند مجبور به معامله شدند ،ما از کدام دسته هستیم؟ ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند ،ما نه خزنده هستیم ونه غار نشین ،ما یک چیز دیگه هستیم !!گروهی هستند که نه اهل غارند ونه اهل معامله این گروه هم از چپ می خورند وهم از راست ،مثل یک انسانی که مرتب سیلی نروماده می خورد اگر هم خودش به داد خودش نرسد کسی به دادش نمی رسد .

اصلا آقا مرتضی آوینی خیلی قشنگ گفت :در جمهوری اسلامی همه آزادند جز حزب الله .

والعاقبه للمتقین

27/12/1389

12:20